سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
علوم سیاسی ،مطا لعات منطقه ای

علوم سیاسی ،مطا لعات منطقه ای


معانی متنوعی برای جنگ روانی قائل شده‌اند و دائماً هم تغییراتی در تعریف آن رخ می‌دهد. اما می‌توان از جمع بندی‌ تعاریف موجود، جنگ روانی را اینگونه تعریف کرد: استفاده برنامه‌ریزی شده از تبلیغات به وسیله عوامل آشکاری همچون رادیو، تلویزیون، مطبوعات و ... و عوامل پنهانی مانند شایعه به منظور تحریف عقاید، تضعیف روحیه و بی‌اعتبار کردن انگیزه‌ها و کاستن از اقتدار حکومت مخالف می‌باشد

آشنائی انسان با پدیده اثرگزاری روانی و کاربرد آن در عرصه‌های مختلف زندگی، بویژه در جنگ‌ها و فعالیت‌های سیاسی، درتاریخ کهن بشر ریشه دارد. «لاین برگر» پیشین? جنگ روانی را در 1254 سال قبل از میلاد در جریان جدال‌های «کیدون» در برابر «میدیانیت‌ها» ذکر می‌کند. نخستین کسی که اصطلح جنگ روانی را بکار برد مورخ و تحلیل‌گر نظامی بریتانیایی بنام «فولر» بود که در سال 1920م چنین اصطلاحی را وارد فرهنگ لغات کرد. این اصطلاح در ژانویه 1940م برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد و اولین بار در پیوست فرهنگ بین‌الملل «وبستر» بکار رفت.[

«رونالد پروس» 18 واژ? معادل برای جنگ روانی ذکر کرده که گروه‌ها و افراد مختلف بکار می‌برند. برخی از آنها عبارتند از: جنگ افکار، جنگ اعصاب، جنگ سیاسی، جنگ تبلیغاتی، جنگ کلامی، مبارزه اطلاعاتی، جنگ کلمه و عقیده.[ برخی جنگ سرد را نیز مرادف با این اصطلاح می‌دانند؛ اما گروهی این دو را متفاوت با همدیگر قلمداد کرده‌اند و قائلند که اگر تبلیغات برای پیشبرد عملیان نظامی باشد، جنگ روانی است و اگر برای پیشبرد اهداف سیاسی متکی به قدرت نظامی باشد، جنگ سرد است

نمونه‌های تاریخی فراوانی در استفاده از این نوع جنگ وجود دارد. استفاده یونانیون از «اسب تراوا» در تصرف تراوا را می‌توان از این جمله برشمرد. سازمان‌های نظامی نیز بطور وسیع در جنگ‌های جهانی اول و دوم به شدت این جنگ را مورد استفاده قرار داده‌اند.

 

رابطه جنگ روانی و عملیات روانی

جنگ روانی را اخص از عملیات روانی می‌دانند؛ چون عملیات روانی عبارتست از جنگ‌های روانی و دیگر فعالیت‌های روانی و اعمال سیاسی، نظامی، اقتصادی و ابدئولوژیکی؛ که به منظور ایجاد زمین? مساعد در احساسات حالات و رفتار گروه‌های مورد هدف به منظور نیل به هدف‌های ملی طرح ریزی و اجرا می‌شود.

اما جنگ روانی، اقدامات روانی به منظور نفوذ عقاید، احساسات و رفتارهای گروه‌های مورد نظر می‌باشد و اصولاً هدف‌های ملی را در زمان جنگ، پشتیبانی می‌نماید.[]

 

شیوه‌های جنگ روانی

مفهوم جنگ روانی را می‌توان در مورد کلیه روش‌ها و وسایل بکار گرفته شده بر ضد فکر انسان بکار برد. برخی از روشها و مهارت‌های جنگ روانی عبارتند از:

1. تهدید؛ 2. فریب؛ 3. تکرار مطالب؛ 4. شایعه؛ 5. تحریف؛ 6. سانسور خبری؛ 7. بزرگنمایی مشکلات؛ 8. تفرقه‌افکنی؛ 9. ترور؛ 10. تبلیغات؛ 11. دادن اطلاعات ناقص؛ 12. کوچک‌نمایی توانمندی‌ها

 

عوامل مؤثر بر موفقیت جنگ روانی

برای این که جنگ روانی در یک جامعه مؤثر واقع شود، عوامل مختلفی لازم است؛ که می‌توان برخی از مهمترین آنها را اینگونه برشمرد:

1.  شناخت افراد مخاطب؛ برای کسب توفیق در إعمال جنگ روانی، لازم است ویژگی‌های روانی و ذهنی مخاطب شناخته شوند؛

2.   شناخت محیط پیرامون مخاطب؛

3.   دوری جستن از طرح بحث‌های انتزاعی و کلی؛ مانند مباحث سیاسی و ایدئولوژیکی.[8]

 

اقسام جنگ روانی

عملیات مربوط به جنگ روانی، ممکن است کوتاه مدت یا دراز مدت باشد. انواع فعالیت‌های کوتاه مدت آن موارد زیر را شامل می‌شود:

1.    تبلیغات راهبردی؛

2.    تبلیغات جنگی؛

3.    نشر خبر؛

4.    فریب دشمن؛

5.    تبلیغات سری.

اعمال دراز مدت آن شامل نشر خبر به روش مستمر با استفاده از وسایل مختلف و با هدف کمک به سیاست خارجی دولت و بالا بردن شهرت و اعتبار آن و دست‌یابی به دوستی و تأیید می‌باشد.[

 

اهداف جنگ روانی

«صلاح نصر» به نقل از کتاب «جنگ سیاسی راهنمای همزیستی رقابت‌آمیز» اثر جان اسکات؛ هدف اساسی جنگ سیاسی را ضعیف کردن دشمن و در صورت امکان، نابود کردن وی بوسیله مانورهای دیپلماتیک، فشار اقتصادی، ارعاب، خرابکاری، دادن اطلاعات درست یا نادرست و محروم ساختن دشمن از دوستان و حامیانش، می‌داند.[

ارسال شده در توسط احمد شریعتی

 وال استریت (به انگلیسی: Wall Street) خیابان بسیار معروفی است در محله? منهتن کلان‌شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکااست


 


جنبش " وال استریت را اشغال کنید " ، متاثر از اوضاع نامساعد کنونی آمریکا است و به سرعت در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کرده است . اولین نشانه ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر 2011 باز می گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود ، به تجمع خود پایان نخواهند داد .  خواسته‌هایی که گستردگی آنها از بیمه تامین اجتماعی هست تا پایان بخشیدن به جنگ‌های آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان. آنچه که این خواسته‌های گوناگون را به هم وصل کرده، این است که این گروه‌ها اعتقاد دارند مدیران مالی در وال استریت هستند که مسبب همه این مشکلات هستند


ارسال شده در توسط احمد شریعتی


ذ : حزب ها وگروههای منحل و تاریخی


1-حزب اعتدالیون (میانه رو)


2-حزب دموکرات (عامیون)


3-حزب سوسیال دموکرات (اجتماعیون عامیون)


4-حزب اتفاق


5-حزب شرقی


ر : دوران پهلوی


1-حزب کمونیست ایران (دهه1300)


2-حزب سوسیالیست (ایران)


3-حزب تجدد


4-حزب اصلاح طلبان


5-حزب اراده ملی


6-حزب دموکرات ایران(1320)


7-حزب سومکا(حزب نازی ایران)


8-حزب مردم ایران


9-حزب زحمتکشان ملت ایران


10-حزب زحمتکشان ملت ایران(نیروی سوم)


11-حزب ایران زمین


12-حزب رستاخیز


13-فرقه دموکرات آذربایجان


ز : پس از انقلاب 57


1-حزب جمهوری خلق مسلمان


2-حزب جمهوری اسلامی


3-جبهه دموکراتیک ملی ایران


         پایان


ارسال شده در توسط احمد شریعتی

 


ح : کمونیست_مارکسیسم-انقلابی


1-سازمان انقلابی کارگر ایران راه کارگر)


2-حزب توده ایران 


3-حزب کمونیست ایران


4-اتحادیه کمونیست های ایران


5-سازمان انقلابیون کمونیست


6-حزب کمونیست ایران (مارکسیست_لنینیست-مائوئیست)


7-حزب کمونیست کارگر ی ایران


8-حزب کارگری ایران –حکمتیست


9-حزب کار ایران (طوفان)


10-سازمان اتحاد فدائیان کمونیست


11-جنبش سر بداران


12-روند جوانی


خ : طیف اسلام گرای سکولار(سوسیال اسلامی –لیبرال اسلامی)


1-       نهضت آزادی ایران


2-       شورای فعالان ملی-مذهبی


3-       حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی


4-       سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی


5- جنبش مسلمانان  مبا ر ز


 


 د : احزاب وسازمانهای منطقه ای


1-حزب دمکرات کردستان


2-حزب دمو کرات کردستان ایران


3-سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران (کومله)


4-حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)


5-سازمان خبات کردستان ایران


6-جندالله بلوچستان


ادامه دارد....


ارسال شده در توسط احمد شریعتی

 


ث : احزاب مستقل از حکومت_اپوزیسیون خارج از حکومت


1- طیف ملی گرا _جمهوری خواه


1-1-حزب پان ایرانیست


2-1-حزب ملت ایران


3-1-جبهه ملی ایران


4-1-جامعه سیوسیالیست های مصدقی


5-1-حزب مردم ایران


6-1-حزب ایران


ج :  پادشاهی-ملی گرا _سلطنت طلب


1-گروه عقاب


2-حزب مشروطه ایران


3-ساشا


4-نهضت مقاومت ملی_بختیار


چ :  طیف سوسیالیست


1-سازمان فدائیان (اقلیت)


2-سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)


3-چریک های فدایی خلق ایران


4-حزب سوسیال دموکرات ایران


5-سوسیالیست  ایران


ادامه دارد....


ارسال شده در توسط احمد شریعتی

 


ب : احزاب درون حکومتی


1-       احزاب اصولگرا


1-1-حزب عدالت طلبان ایران اسلامی


2-1-حزب موتلفه اسلامی


3-1-جامعه روحانیت مبارز


4-1-جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی


5-1-حزب نواندیشان ایران اسلامی


6-1-حزب جمعیت جوانان انقلاب اسلامی


7-1-جامعه اسلامی مهندسین


8-1-چکاذ آزاد اندیشان


9-1-جمعیت ایران فردا


10-1-حزب الله ایران


11-1-انصار حزب الله


12-1-آباد گران ایران اسلامی


2-       احزاب نزدیک به اصلاح طلبان


1-2-حزب اعتدال وتوسعه


2-2-حزب اسلامی رفاه کارگران


پ :  تشکلهای دانشجوئی


1-جامعه اسلامی دانشجویان


2-دقتر تحکیم وحدت


3-جنبش عدالتخواهی


4-انجمن اسلامی دانشجویان مستقل


5-جنبش دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران


6-کنفدراسیون دانشجویان ایران


ادامه دارد....


ارسال شده در توسط احمد شریعتی

 


 الف: احزاب اپوزیسیون حکومتی


1-       احزاب اصلی اصلاح طلب راست گرا


1-1-حزب کارگران سازندگی


2-1-حزب جامعه مدنی همدان


2-       احزاب اصلی اصلاح طلب چپ گرا


1-2-حزب اعتماد ملی


2-2-مجمع روحانیون مبارز


3-2-حزب اسلامی کار


4-2-مجمع اسلامی بانوان


5-2-حزب مردم سالاری


6-2-سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی


7-2-جبهه مشارکت ایران اسلامی


   


....       ادامه دارد ...


ارسال شده در توسط احمد شریعتی


مقبولیت


 


 منظور از مقبولیت «پذیریش مردمی» است. اگر مردم به درخواست فرد یا گروهی برای حکومت، تمایل نشان دهند و خواستار اعمال حاکمیت از طرف آن فرد یا گروه باشند و در نتیجه براساس خواست و اراده مردم حکومتی تشکیل گردد، گفته می‌شود آن حکومت دارای مقبولیت؛ و در غیر این صورت فاقد مقبولیت می‌باشد.


 به عبارت دیگر حاکمان و حکومت‌ها را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:


1- حکومت‌هایی که مردم و افراد یک جامعه از روی رضا و رغبت تن به حاکمیت و اعمال سلطه آنها می‌دهند؛


2- حاکمان و حکومت‌هایی که مردم و افراد یک جامعه از روی اجبار و اکراه از آنان اطاعت می‌کنند.


 به طور کلی می‌توان دو نقش و کارکرد را برای مقبولیت برشمرد:


1)مشارکت در ایجاد حکومت و زمینه‌سازی جهت انتقال قدرت؛


2)مشارکت در جهت کارآمد سازی، حفظ رعایت و پایایی حکومت.


 


رابطه مقبولیت با تداوم حکومت‌ها:


 یکی از کارکردهای مقبولیت‌ عمومی مردم، تشکیل و تداوم حکومت و کارآمدی آن است؛ اما، هرگز نباید تصور کرد که این رابطه دو سویه بوده و لازمه تشکیل و تداوم هر حکومتی به معنی مقبولیت آن حکومت است؛ زیرا، چه بسا حکومت‌هایی که علیرغم مقبولیت با استفاده از مکانیزم‌هایی نظیر اعمال قوه قهریه، زور و فشار، ایجاد گردیده و تداوم داشته باشند. نکته مهم اینجاست که تداوم چنین حکومت‌هایی تا جایی است که آن مکانیزم‌های یاد شده بتوانند کارایی و تأثیر خود را داشته باشند؛ اما زمانی که فاقد چنین تأثیری بشوند، آن حکومت به سرعت راه انحطاط و زوال را در پیش گرفته و نابود خواهد شد. بنابراین تداوم چنین حکومت‌هایی دلیل بر مقبولیت مردمی نیست.


 


شاخصه‌های مقبولیت یک نظام:


 مسلماً اگر بخواهیم وجود مقبولیت یک نظام را بررسی نماییم باید شاخصه‌هایی نظیر میزان رضایت، خواست و مشارکت داوطلبانه مردم را در مراحل شکل‌گیری، استقرار نظام و حکومت و مراحل بعد از آن در نظر گرفته شود.


 


مراتب مقبولیت:


 مفهوم مقبولیت نسبی بوده و دارای مراتبی است. نظام‌های سیاسی به تناسب میزان کارآمدی خود در تأمین و برآوردن انتظارات و خواسته‌های مردم (اعم از مادی و معنوی) و حل مشکلات آنان، از مراتب متفاوتی از مقبولیت برخوردار می‌باشند؛ و به هر میزان بین عملکردهایشان با اصول و اهدافی که برای خود ترسیم کرده‌اند. مطابقت بیشتری دیده شود، از مقبولیت بالاتری نیز برخوردار خواهند بود.


 


مقبولیت و مشروعیت:


 مشروعیت را اگر معادل Legitimacy بگیریم با مقبولیت از نظر معنایی رابطه‌ای تنگاتنگ دارد؛ مشروعیت به این معنی عبارت است از: ویژگی قابل قبول بودن رویه‌های یک رژیم در وضع و اجرای قانون برای اتباع آن. بر این اساس موضوع مشروعیت با نمایندگی و رضایت در امور سیاسی ارتباط دارد. مشروعیت بر حسب منشاء و مبداء دارای اقسام مختلفی است از جمله:


مشروعیت قانونی و مردمی (مقبولیت)، مشروعیت ناشی از صفات شخصی ویژه و کاریزماتیک شخصیت و نبوغ رهبری) و مشروعیت براساس دین و یا سنت. بنابراین مقبولیت از اقسام مشروعیت خواهد بود؛ ولی اگر مشروعیت را به معنی شرعی بودن حکومت بگیریم کما اینکه اندیشمندان اسلامی چنین معنی کرده‌اند، مشروعیت یک امر الهی و شرعی می‌شود که با این معنی مقبولیت امری ست مردمی و نه الهی، چون تعریف آن متضمن مردمی بودن است با مشروعیت فرق اساسی داشته از اقسام آن نخواهد بود. در نظام سیاسی اسلامی اگر چه اعطاء مشروعیت از محدوده اختیارات شارع است ولی عینیت و فعلیت یافتن آن در گرو پذیرش عموم مردم است، با این معنی مشروعیت و مقبولیت مکمل همدیگر خواهند بود.


 


 


 


 


 


منابع:


1.  نادری قمی، محمدمهدی؛ نگاهی گذرا به ولایت فقیه، قم، انتشارات مؤسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی (ره)؛ 1378، ص 53.


2.   شاکرین، حمیدرضا؛ حکومت دینی، قم، نشر معارف، 1382، ص 106.


3.   آقا بخشی، علی؛ فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار، 1383، چاپ اول، ص 375.


4.   عالم، عبدالرحمن؛ بنیادهای علم سیاست، تهران، نشر نی، 1383، چاپ دوازدهم؛ ص 107.


5.   www.bfnews.ir


 


 


ارسال شده در توسط احمد شریعتی


اقتدار (Authority)


 


  واژه اقتدار از ریشه لاتین و از واژه «اوتوریته» که به سنای روم مربوط می‌شد، گرفته شده است. سنای روم، اعتبار قوانین مصوب مردم را تأیید می‌کرد و رومی‌ها هم اقتدار (اتوریته) سنا را پذیرفته بودند.


 مفهوم اقتدار با مفاهیم قدرت و نفوذ، پیوندی تنگاتنگ دارد. اقتدار، قدرت مشروع، قانونی و مقبولی است که می‌باید در شرایط مقتضی مورد اطاعت و فرمانبرداری قرار گیرد. اقتدار را قدرت مبتنی بر رضایت تلقی کرده‌اند. در اقتدار توجیه و استدلالی نهفته است که آن را از شکل قدرت عریان خارج ساخته و برای موضوع قدرت، پذیرفتنی می‌کند؛ از این رو گفته می‌شود که اقتدار برای پیروان و تبعیت کنندگان خصلت بیرونی ندارد.


  اقتدار نوع ویژه‌ای از نفوذ است؛ یعنی نفوذ مشروع. در سیستم‌های سیاسی همیشه سعی رهبران بر آن است که نفوذ خود را به صورت اقتدار درآورند؛ بنابراین اقتدار یکی از اشکال بسیار کارآمد نفوذ است و نه تنها مطمئن‌تر و پر دوام تر از اجبار می‌باشد، بلکه عاملی است که به رهبر کمک می‌کند تا بتواند با کمترین استفاده از منابع سیاسی به راحتی حکومت کند.


  امروزه حکومت نمودن و موفقیت در سازمان‌های بزرگ به صرف اتکا به ترس و وحشت امر غیر ممکنی است و حکومت کردن به کمک اقتدار،‌ به مراتب با صرفه‌تر از حکومت کردن بوسیله اجبار است.


  قدرت پدر در خانواده از نوع اقتدار است، زیرا به دلایل مختلف قابل توجیه و پذیرفتنی است. در سطح دولت، قدرت به حکم قانونی بودن، مرسوم و سنتی بودن، در آمیخته بودن با مذهب و غیره به اقتدار تبدیل می‌شود؛ از این رو اقتدار محدودتر از قدرت است و نمی‌تواند حدود و شرایط امکان خود یعنی قانون، سنت، مذهب و عرف را نفی کند.


  امروزه در حکومت‌های مردم سالاری قدرتی که مبتنی بر رضایت و حق حاکمیت مردم تلقی شود( دموکراسی)، اقتدار به شمار می‌رود.


  دموکراسی روش و شیوه‌ای برای تبدیل قدرت به اقتدار است. در این دیدگاه سیاست در معنای درست کلمه با اقتدار سر و کار دارد، نه با مفهوم قدرت.


  هنر سیاستمداران در تولید اقتدار از قدرت‌های موجود است. سیاستمداران با از دست دادن قدرت خود، لزوماً اقتدار خویش را از دست نمی‌دهند، همچنان که با کسب قدرت نیز لزوماً اقتدار تحصیل نمی‌کنند. اقتدار چنانکه فلاسفه سیاسی کلاسیک غرب مانند هابز، لاک و روسو استدلال می‌کردند، اساس حاکمیت دولت است و به این عنوان تنها بواسطه رضایت و قبول کسانی که موضوع حاکمیت و اقتدارند، پدید می‌آید و تنها در صورتی تداوم می‌یابد که در قالب وضع قوانین لازم برای حفظ جان و مال و آزادی و صلح و امنیت مردم به کار رود. اقتدار به این معنا دو چهره دارد: یکی آنکه در حوزه حاکم و حاکمیت ظاهر می‌شود و دیگر آنکه در وجه اطاعت و فرمانبرداری اتباع از قوانین تجلی می‌کند. در این دیدگاه، نفس شکل گیری دولت به مفهوم با ثبات و نهادمند آن نیازمند قوام یافتن اقتدار است. بدون اقتدار نمی‌توان به احکام و تصمیم‌های الزام آور قانونی رسید. قدرت‌های سیاسی و اجتماعی مختلف در غیاب اقتدار منشأ نزاع و کشمکش و بی‌ثباتی در حیات سیاسی هستند.


 


الف) منابع اقتدار:


  به عقیده ماکس وبر در کتاب اقتصاد و جامعه اقتدار سه منبع دارد:


1- سنتی (سلطه سنتی که بر پایه رسم و عادت است مانند آنچه در نظام‌های سلطنتی موروثی وجود داشته): اقتدار سنتی مبتنی بر اعتقادی استوار بر تقدس سنت‌ها و مشروعیت پایگاه کسانی است که قدرتشان بر پایه آن سنت‌ها نهاده است.


2- قانونی – عقلانی: وقتی حق فرمانروایی از قواعد تأسیسی یا قوانین جامعه برآید، آن اقتدار را قانونی و عقلانی می‌نامند. این گونه اقتدار بر پایه اعتقاد به قانونی و عقلانی بودن الگوهای هنجاری است که منبع قدرت فرمانروایان را تشکیل می‌دهند.


3- فرّهی (کاریزماتیک): وقتی حق فرمانروایی از پویایی‌ها و صفات ویژه رهبر سیاسی برآید، آن را اقتدار فرّهی (کاریزماتیک) می‌خوانند.


 


ب) ضمانت اجرای اقتدار:


   به طور خلاصه موارد ضمانت اجراهای اقتدار عبارتند از:


  1- ضمانت اجتماعی: گاه افراد به دلیل انتظار جامعه از افراد، اقتدار را می‌پذیرند.


  2- امنیت و موقعیت اقتصادی:اگر اقتدار سود مالی در بر داشته باشد یا موقعیت اقتصادی را بهتر کند، مردم آن را می‌پذیرند.


  3- ضمانت ناظر بر هدف: گاه برای کارکرد مؤثر سازمان، کارکنان اقتدار مقامات بالا را می‌پذیرند، به دیگر سخن اقتدار برای دست یافتن به یک هدف پذیرفته می‌شود.


 


 


 


 


منابع:


1- عالم، عبدالرحمن؛ بنیادهای علم سیاست، تهران، نشر نی، 1383، چاپ دوازدهم، ص 102 و ص 100.


2- بشیریه، حسین؛ آموزش دانش سیاسی، تهران، نشر نگاه معاصر، 1381، چاپ دوم، صص 35و 36و ص 100.


3- صبوری، منوچهر؛ جامعه شناسی، تهران، انتشارات سخن، 1381، چاپ اول، ص 29.


 


ارسال شده در توسط احمد شریعتی

نگاه اجمالی


با فرار رسیدن دهه دوم قرن بیستم یعنی کمتر از چهل سال پس از آنکه وونت ، روانشناسی را بطور رسمی بنا نهاد، این علم با تجربه نظرهای جدی روبرو شد. در آن زمان دیگر همه روان شناسان در مورد ارزش درون نگری ، وجود عناصر ذهن یا ضرورت پایبندی روان شناسی به تحقیق ناب توافق نداشتند. حرکت از روان شناسی ساخت گرایی به کارکرد گرایی به صورت تکاملی اتفاق می‌افتاده و کارکرد گرایان نه به منظور نابود ساختن آنچه وونت و تیخپر ایجاد کرده بودند بلکه برعکس در جهت اصلاح آن قدم بر می‌داشتند.

موقعیت روان شناسی در ایالات متحده در دهه دوم قرن بیستم چنین بود. کارکرد گاریی در جهت بالندگی سیر می‌کرد و ساخت گرایی هنوز از جایگاه نیرومند ولی نه منحصر به فرد برخوردار بود. در سال 1913 انقلابی علیه هر دوی این مواضع صورت گرفت. این واقعا یک انقلاب ، جدایی آشکار و نبردی تمام عیار علیه نظام موجود بود، به این نیست که هر دو دیدگاه را در هم کوبد. هدف پرچمدار این جنبش نه اصلاح گذشته و نه سازش با آن بلکه یک دگرگونی کامل بود. این جنبش تازه رفتار گرایی نام گرفت و رهبر یک روانشناسی سی و پنج ساله به نام جان بی واتسون بود.


روندهای عمده در پیدایش رفتارگرایی


در پیدایش رفتارگرایی سه روند عمده را می توان مشخص کرد:




  1. سنتهای فلسفی در زمینه عینیت گرایی روانشناختی

  2. روانشناسی حیوانی

  3. کنش گرایی


سنت گرایی در زمینه عینیت گرایی روان شناختی


واتسون به هیچ وجه نخستین کسی نبود که بر نیاز به عینیت در روان شناسی تاکید کرده باشد، از چنین تلاشهایی درباره فلاسفه تاریخچه‌ای طولانی در دست است دیزرنز ، دکارت ، لامتری ، کابانی ، اگوست کنت بر کاربرد داده‌های عینی در روان شناسی مطالبی ارائه کرده‌اند. رفتارگرایی واتسون زمانی ظهور کرد که در آغاز سده بیستم عینیت گرایی ، ماشین گرایی و ماده گرایی رشد چشمگیری پیدا کرده بود و آنچنان متداول شده بود که ناگزیر به نوعی روان شناسی جدید منجر شد. روان شناسی که تنها بر چیزی که می‌توانست دیده ، شنیده یا لمس گردد، متمرکز بود.


تاثیر روان شناسی حیوانی بر رفتار گرایی


نظریه تطور داروین انگیزه فراوانی برای مطالعه روان شناسی حیوانی فراهم کرد و روان شناسی حیوانی هم به نوبه خود شاید مهمترین عامل در سوق دادن واتسون به تشکیل روان شناسی رفتاری بوده است. واتسون رابطه بین روان شناسی حیوانی و رفتار گرایی را به وضوح چنین بیان می‌کند: رفتار گرایی نتیجه مستقیم مطالعات روان شناسی حیوانی در طی اولین دهه قرن بیستم است. بنابراین می‌توان گفت که مهمترین سلف برنامه واتسون روان شناسی حیوانی بود که از نظریه تکامل نشات می‌گرفت.

این نظریه به تلاشهایی در جهت نشان دادن وجود ذهن در موجودات زنده پست‌تر و پیوستگی ذهن حیوان و انسان منتهی شد. مرگان در مطالعات میدانی خود درباره گونه‌های پست‌تر حیوانی از یک روش شناسی بشر آزمایشی و مشاهدات نسبتا مهار شده استفاده می‌کرد. مرگان به عنوان توضیح دهنده اصلی رفتار بر عادت تکیه می‌کند و بر یادگیری از طریق کوشش و خطا تاکید می‌ورزد. فرض وی بر این است که فرآیندهای یادیگری انسان و موجودات پست‌تر پیوسته‌اند. آزمایشهایی که بعدها ثورندایک در آزمایشگاه به آن دست زد از لحاظ محتوی و دیدگاه با کار مرگان ارتباط نزدیک دارند.

واتسون هم با خواندن گزارشهای مرگان به پژوهش در کار حیوانات برانگیخته شد. جالب اینکه هر سه نفر مایل بودند تا همه یادگیری را بر مبنای معدودی از اصول ساده که هم درباره انسان و هم در خصوص حیوانات کاربرد دارد توضیح دهند. بزودی روان شناسی حیوانی به عنوان الگویی برای رفتار گرایی بکار رفت و رهبر آن به منظور انجام دادن پژوهش آزمودنیهای حیوانی را بر آزمودنیهای انسانی بسیار ترجیح می‌داد. واتسون یافته‌ها و روشهای روان شناسان حیوانی را به عنوان شالوده‌های برای ایجاد یک علم رفتاری که هم برای انسان و هم برای حیوان کاربرد داشته باشد مورد استفاده قرار داد.


کنش گرایی


پیش از ظهور واتسون در صحنه روان شناسان کنش تا اندازه زیادی از روان شناسی محتوایی وونت و تیچنر دور شده بودند. گروه ویژه‌ای از روان شناسان کنش گرا در نوشته‌ها و سخنرانیهای خود بی هیچ پرده پوشی و به طرزی آشکار از یک روان شناسی عینی که به جای آگاهی می‌باید بر رفتار متمرکز باشد سخن می‌گفتند. کاتل در یکی از سخنرانیهای خود گفت: من متقاعد نشده‌ام که روان شناسی باید اینگونه محدود به مطالعه آگاهی باشد.

این مفهوم نسبتا گسترده که جدا از درون نگری هیچگونه روان شناسی وجود ندارد، بنا به دلایل روشنی که از واقعیات ناشی است رد می‌شود. برن هام گزارش کرده است که واتسون این خطابه را در آن نمایشگاه جهانی می‌شنید. شباهت میان نظر بعدی وی و این بیان کاتل چنان چشمگیر بوده است که کاتل را می‌توان پدر بزرگ رفتار گرایی واتسونی نامید.


رفتار گرایی پس از بنیان گذاری


در سالهای اول دهه 1920 به نظر می‌رسید که در رفتار گرایی تقریبا توجه تمامی روان شناسی امریکا را به جز معدودی که به تیخپر وفادار مانده بودند به خود جلب کرده باشد. هر چند تمامی افراد این نسل جدید رفتار گرایان دیدگاه محض واتسون را نپذیرفتند. برخی شیوه‌های خویش را پدید آوردند و نسبت به نظریه‌های مخالف واتسون پذیراتر بودند. با اینکه واتسون بنیان گذار رفتار گرایی بود و برای مدتی متفاوت حرکت کنند. ادوین هولت ، آلبوت وایس و کارل از جمله این افراد بودند.

در میانه سالهای دهه 1920 نظامهای رفتار گرایی نوینی در صحنه ظاهر شد. جنبش رفتار گرایی شاخه شاخه شد و نظامهای جداگانه‌ای پدید آمد و مجادله بسیاری را برانگیخت که تا امروز بویژه درباره نظریه‌های یادگیری ادامه دارد. مهمترین این نظامها عبارتند از رفتار گرایی هدفمند تولمن ، نظریه ادوین گاثری ، کدارک اشونارد هال و اسکیز.


وضع کنونی رفتار گرایی


امروزه گر چه رفتار گرایی به عنوان یک مکتب رسمی مرده است. ولی روحیه نو رفتار گرایانه هنوز شکوفاست. هر چند باید از آن به عنوان یک نگرش یا یک نظر کلی یاد کرد تا مکتبی رسمی ، زیرا رفتار گرایی به صورت سنت روان شناسی تجربی امریکا که سیر تکاملی را پیموده است. امروزه هیچ روان شناسی خود را رفتار گرا نمی‌نامد. چون این کار دیگر لاز نیست. به همان نسبت که امروزه روان شناسی تجربی امریکا عینی ، ماشینی ، تجربی ، کاهش گرایانه و تا اندازه‌ای محیط گرایانه است، روح رفتار گرایی واتسون به زندگی خویش ادامه می‌دهد.

پنجاه سال پس از انتشار مقاله واتسون که رسما رفتار گرایی را آغاز گرد اسکینر در سال 1963 این سالگرد را با مقاله خویش ، رفتار گرایی در پنجاه سالگی ، جشن گرفت و در آن یادآور شد که پیشرفت عظیم روانشناسی تجربی در آمریکا اساسا مدیون رفتار گرایی بوده است. در سالهای اخیر گروهی کوچک اما پر سر و صدا از روان شناسان نسبت به نظرهای رفتار گرایانه اعتراض کرده‌اند، تعداد آنها ظاهرا رو به افزایش است و ممکن است نمایانگر آغاز بی‌میلی در تلقی روان شناسی به عنوان علم رفتار باشند.


ارسال شده در توسط احمد شریعتی